رمانرمان عاشقانه

دانلود رمان بیا با هم رویا ببافیم

با درود و عرض ادب خدمت کاربران وبسایت رمان جدید همراه شما عزیزان هستیم در این تایم شب با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان بیا با هم رویا ببافیم ” امیدواریم مورد پسند قرار بگیره همراه ما باشید.

دانلود رمان بیا با هم رویا ببافیم

قسمتی از رمان »

مادر جون همیشه می گفت :
_ عشق واقعی فقط دوست داشتن طرف مقابلت نیست … عشق واقعی یعنی اونو باور کنی …
یه بار دامون یکی از همون روزایی که فکر می کردم عاشقش شدم ازم پرسید:
_تو بهم اعتماد داری؟
شونه بالا انداختم و لب زدم:
-نمی دونم …
گوشه لبش به عادت همیشه بالا رفت و با لبخند نامحسوسی زمزمه وار گفت:
_بهم اعتماد کن دختر …
مادرجون می گفت :
_عشق واقعی باورکردنه و اعتماد … باید به خودت و اون اعتماد کنی … اون موقع ست که وقتی زمین بخوری حتی اگه صدبار هم که باشه یکی هست که کمکت کنه تا سرپا بشی .. اون وقته که می تونی اون دست رو با خیال آسوده بگیری
«فصل اول »
با پریشانی نگاه به محیا دوختم و گفتم:
-اگه عمه دلخور نمی شد امشب نمی اومدم …

چپ چپ نگاهم کرد و گفت:
– واقعا که هنوز بزرگ نشدی … بالاخره که باید با این مسئله کنار بیایی…
شانه بالا انداختم و همان طور که به طرف آینه می چرخیدم گفتم:
-چی کار کنم هنوزم بعد ده سال ازش فراری ام… می فهمی فراری…
-تو که ندیدیش … اگه بدونی …
بعد با خباثت ابرویی بالا انداخت:
– اصلا ولش کن … تو الان خودت نامزد داری … اصلا چرا باید راجع به این نره غولی که از قضا ازش فراری ام هستی حرف بزنیم …
لب برچیدم:
-یه جوری ازش حرف می زنی هر کی ندونه فکر می کنه من عاشق کشته مرده ش بودم…
نفسش را عمیق بیرون داد و با پوفی گفت:
– دامون خیلی عوض شده .. اینو وقتی ببینیش می فهمی … من فکر می کنم این ده سال دوری روش تاثیر داشته .
سپس انگشتانش را درهم گره زد و به حالت رویایی گفت:


این رمان آنلاین میباشد لذا جهت مشاهده این رمان

از کانال نویسنده اقدام بخواندن کنید

جهت مشاهده رمان کلیک کنید


رمان های مشابه »

کانال تلگرامی ما عضویت در کانال تلگرامی ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا